![]() |
تنها ترین تنها |
![]() |
| درد دل |
|
نشود فاش کس آنچه ميان من و توست .............تا اشارات نظر نامه رسان من و توست گوش کن با لب خاموش سخن ميگويم............... پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست روزگاری شد و کس مرده ره عشق نديد.................. هاليا چشم جهانی نگران من و توست گرچه در خلوت رز دل ما کس نرسيد..................... همه جا زمزمه عشق ميان من و توست اين همه قسه فردوس و تمنای بهشت.................. گفتگويی و خيالی ز جهان من و توست نقش ما گو ننگارند به ديبا چه عقل................ هر کجا نعمه عشق است نشان من و توست سايه ز آتشکده ماست فروق مه و مهر .........وه از اين آتش روشن که به جان من و توست |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 11:19 توسط ابی |
|
|
||||||||||
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 11:18 توسط ابی |
|
||||||||||
|
||||||||||
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 11:18 توسط ابی |
|
||||||||||
|
||||
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 11:16 توسط ابی |
|
||||
|
||||
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 11:14 توسط ابی |
|
||||
امشب تا صبح به ياد تو خدا را در آغوش كشيدم! و تا خود صبح توي بغل خدا اشك ريختم! نميدانم! امشب خيالم طوفاني است، با اشكم دلتنگي را درو ميكنم، و بر دشت باران خورده نگاهم مي نشانم، امشب تنهايي ام را با ياد تو قسمت ميكنم، دست به دامان خاطره ها مي شوم، خودم را به دست گذشته مي سپارم، و اشكهايم سرازير ميشود، اشكهاي كه تمامش از سر دلتنگيست، امشب به خاطر داشتنت تا آخر دنيا رفتم، ولي! فقط سكوت را ديدم! ... عزيز دل! مرا ببخش كه بي تو، راهي اين سفرمي شوم |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 11:13 توسط ابی |
|
|
||||
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 11:9 توسط ابی |
|
||||
|
||||
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 11:9 توسط ابی |
|
||||
شبی غمگین , شبی بارانی , شبی سرد مرا در غربت فردا رها کرد
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد به من می گفت تنهایی غریب است ببین با غربتش با من چه ها کرد تمام هستی ام بود و ندانست
او هرگز شکستم را نفهمید اگر چه تا ته دنیا صدا کرد می گویند شیشه ها بی احساسند اما وقتی بر روی شیشه بخار گرفته پنجره اتاقم نوشتم دوستت دارم به آرامی گریه کرد..........!
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 11:8 توسط ابی |
|
|
||||
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 11:6 توسط ابی |
|
||||
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 11:1 توسط ابی |
|
قســـم به عاطفه یک نــــگاه دریایــی قسم به عاطفه نقره فام چشمانت قسم به بارش شمع وجود یک انسان قسم به شهر پر از ساکنان رویایـی شکسته میشود از دوریـت بلور دلــم بدون تو تپش قلب من چه بی معناست بدون تو دلم از تب همیشه خواهد سوخت بدون خنده ی تو قلب غنچه ها تنهاست چه لـذتی ست درون نـگاهه پر نـورت بیا و زخم عـمیق مرا تو درمـان کن ببین چه درد بزرگیست غربت دو نکاه بیا ببار و مرا خـیس عـطر باران کـن بدون تو تپش قلب من چه بی معناست بیا که بی تو وجودم همیشه پاییزیست به هر کجا که روی هر زمان و هر لحظه دلم همیشه برای نگاه تو تنـگ است توکل به خدا...(نمیدانم چگونه بگویم که میدانم هیچ نمیدانم جز قدر تو را) |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 11:0 توسط ابی |
|
|
||
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 16:46 توسط ابی |
|
|
||
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 16:44 توسط ابی |
|
|
اول نامه جای دل تنگ چند تا نقطه چين می گذارم، |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 16:42 توسط ابی |
|
|
دوستت دارم |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 16:39 توسط ابی |
|
![]() ![]() ![]() |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 16:37 توسط ابی |
|
|
||
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 16:33 توسط ابی |
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 16:31 توسط ابی |
|
|
||
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 16:23 توسط ابی |
|
|
||
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 16:14 توسط ابی |
|
|
عشق گمشده ........... هنوزم در پی اونم که میشه عاشقش باشم ................
عشق گمشده من چندي است که دلم به ياد تو همراه با زندگي زمين شروع به زندگي کرده است
نازنين من : همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 18:40 توسط ابی |
|
ديروز روز عجيبي بود .بيشتر از هميشه دلتنگ تو بودم. مي خواستم باهات تماس بگيرم بدجوري نگرانت بودم. ولي خوب ميدونستم که احتياجي نداري به تماس من . يه جوريم غرورم نمي ذاشت. خوب منم به يه هم صحبت نياز دارم ولي مي دونم تو برام وقتي نداري. دلم به طرز عجيبي گرفته بود.فکر اينکه نکنه ناراحت باشي داشت ديوونم م ديروز روز عجيبي بود .بيشتر از هميشه دلتنگ تو بودم. مي خواستم باهات تماس بگيرم بدجوري نگرانت بودم. ولي خوب ميدونستم که احتياجي نداري به تماس من . يه جوريم غرورم نمي ذاشت. خوب منم به يه هم صحبت نياز دارم ولي مي دونم تو برام وقتي نداري. دلم به طرز عجيبي گرفته بود.فکر اينکه نکنه ناراحت باشي داشت ديوونم مي کرد. هيچ راهي نداشتم .ديروقت بود .نمي فکار رهام نمي کرد. |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 18:32 توسط ابی |
|
![]() |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 18:29 توسط ابی |
|
|
شاد بودن هنر است شاد كردن هنري والاتر كودكان در گهواره لرزان چه خوش خفته اند. نفسى آرام و سيمايى آسوده دارند. پندارى كه هيچ صدايى، حتى صور اسرافيل هم نمى تواند دو طفل يتيم را در روز محاكمه الهى از خواب خوش برانگيزد. بى گناهند و بى گناه را از محاكمه چه باك است؟ از بيرون ويرانه غريو باران توفانى به گوش مى رسد. گاه از شكافهاى سقف قطره اى بر آن پيشانى بى جان فرو مى چكد و چون اشكى بر گونه مرده فرو مى غلتد.
ويكتور هوگو
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 18:28 توسط ابی |
|
![]() |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 18:24 توسط ابی |
|
![]() |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 18:23 توسط ابی |
|
![]() |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 18:22 توسط ابی |
|
ميشه از چشم تو پرسيد، راه کهکشون ِ نورُ ميشه با دشت تو فهميد، معنی پل عبورُ اگه دوری، اگه نيستی، نفس فرياد من باش تا ابد، تا تهِ دنيا، تا هميشه ياد من باش همترانه! ياد من باش بی بهانه ياد من باش وقت بيداريِ مهتاب، عاشقانه یاد من باش |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 18:20 توسط ابی |
|
تنها دلیل زندگی ،با یه غمی دوستت دارم داغ دلم تازه میشه اسمتو وقتی میارم وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر مگه نگفتم چشاتو از چشم من هیچ وقت نگیر حرف منو به دل نگیر همش مال غریبیه تو رفتی و تنها شدم ،چه دنیای عجیبیه زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه دیوار خونمون پر از سایه غصه و غمه تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه مگه نگفتی همه جا مال منی تا همیشه؟! دلم واست شور میزنه این دل و بی خبرنذار تو رو خدا با خوبیهات رو هیچ دلی اثرنذار فکر نکنی از راه دور دارم سفارش میکنم به جون تو فقط دارم یه قدری خواهش میکنم اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب که هر صفحه اش قصه چند تا درده و چند تا عذاب |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 18:19 توسط ابی |
|
نامت را به من بگو دستت را به من بده حرفت را به من بگو قلبت را به من بده |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 18:18 توسط ابی |
|
|
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
********** آره بازم منم همون دیوونه همیشگی ********** خدای مهربونیات چه می کنی با سرنوشت؟ ********** دلم برات تنگ شده بود این نامه رو برات نوشت ********** حال منو اگه بخوای رنگ گلهای قالیه ********** دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون ********** فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون ********** فدای تو نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم ********** حقیقت روبرات بگم به آخر خط رسیدم... ********** دوست دارم عزیزترینم |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 18:15 توسط ابی |
|
|
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 18:14 توسط ابی |
|
![]() |
|
2 نوشته شده در
شنبه نهم مهر 1384ساعت 13:4 توسط ابی |
|
|
|
|
2 نوشته شده در
شنبه نهم مهر 1384ساعت 13:2 توسط ابی |
|
![]() |
|
2 نوشته شده در
شنبه نهم مهر 1384ساعت 13:0 توسط ابی |
|
|
اینم برای اون هایی که از عشقشون جدکه از عشقشون جدا شدند اگر در خواب ميديدم غم روز جدايي را
يدم غم روز جدايي را
|
|
2 نوشته شده در
شنبه نهم مهر 1384ساعت 12:59 توسط ابی |
|
|
دگر بر شام غمگینم نمی آیی به مهمانی دگر بر صفحه رویم نمی خوانی پشیمانی تو از افلاک می آیی و من در قعر دنیایم هزاران بار می گویم به دور از حدس و امکانی من از رگبار می آیم من از برف و زمستان ها تو اما آبی و گرمی شبیه یک تب آنی به احساسم گره خورده حضورت چون غمی شفاف غمی در عمق خواهش ها ، به پشت خنده ، زندانی تو را من دوست می دارم ، تو را با عمق احساسم بیا بر شام غمگینم هر از گاهی به مهمانی |
|
2 نوشته شده در
شنبه نهم مهر 1384ساعت 12:57 توسط ابی |
|
|
به انتظار روزی خواهم نشست که
صلابت دستانت فاتح خود باختگی ام باشند... ای نفس های زلال آب! به انتظار روزی خواهم نشست که در ژرفای قلب تو عشق را به پایکوبی هزاران هزار گل سرخ ببرم... |
|
2 نوشته شده در
شنبه نهم مهر 1384ساعت 11:4 توسط ابی |
|
![]() |
|
2 نوشته شده در
شنبه نهم مهر 1384ساعت 11:2 توسط ابی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
به وبلاگ مهدی خوش آمدید آهنگ |
|
RSS
|